تبليغاتX
آخرین اخبار شیعیان یمن
 
بسم الله الرحمن الرحیم  به سايت یمانی خوش آمدید

                 آخرین اخبار شیعیان یمن 

  

                در میان درفش ها درفشی هدایت کننده تر از درفش یمانی یافت نمی شود؛ چرا که درفش حق است

       
 
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 
آخرين اخبار ارسالي سايت يماني
دومین تجاوز منطقه ای آل سعود به یمن نوزدهم فروردین 1391
دیکتاتور یمن رفت سوم بهمن 1390
ابقای صالح به نفع عربستان وآمریکا است هجدهم آذر 1390
توطئه تکفیری‌ها برای جنگ مذهبی در یمن هجدهم آذر 1390
ديکتاتور يمن، عامل سياست هاي آمريکا بیست و دوم آبان 1390
"سینه های عریان" ابتکار معترضان یمنی بیست و دوم آبان 1390
حمام خون در یمن بیست و دوم آبان 1390
علی عبدالله صالح تحت هیچ شرایطی نمی تواند در یمن بماند بیست و چهارم مهر 1390
7 كشته و ده‌ها زخمي در تظاهرات امروز يمن بیست و چهارم مهر 1390
آخرین اخبار از تحولات يمن دوازدهم شهریور 1390
 
آلبوم تصاویر منتخب سایت
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
عناوين مطالب
لينکستان
تماس با ما
 
آرشيو  سایت
فروردین 1391
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
آرشيو
 
موضوعات سایت

یمانی و وهابیت

یمانی و استکبارجهانی

یمانی و رسانه ها

شیعه کشی در یمن

کمک آل سعود به یمن

علی عبدالله صالح ؟

یمن و روایات

یمانی در قرآن

دکتر عصام العماد یمانی

سید حسن نصرالله یمانی

جنبش الحوثی

 


زيد بن علي بن الحسين(ع) را بيشتر بشناسيم
ابوالفرج اصفهاني (284-356ق) در معرفي زيدبن علي بن الحسين بن علي بن ابي‌طالب(ع) مي‌نويسد: كنيه‌اش ابوالحسين و مادرش كنيزي بود كه مختار بن ابي عبيده او را به حضرت علي بن الحسين(ع) بخشيده بود و خداوند از آن كنيز زيد، عمر، علي و خديجه را به امام سجّاد(ع) عطا فرمود.
 
زياد بن منذر گويد: مختار بن ابي عبيده كنيزي را به سي هزار درهم خريد و چون او را ورانداز كرد و درست مشاهده نمود، گفت: من كسي را به اين كنيز شايسته‌تر از علي بن الحسين(ع) سراغ ندارم و به همين جهت او را براي حضرت سجّاد(ع) فرستاد و آن كنيز، مادر زيد بن علي(ع) بود.

خصيب وابشي گويد: من هرگاه زيد بن علي را مي‌ديدم فروغ نور را در چهره‌اش مشاهده مي‌كردم.

حسن بن علي سلولي به سندش از ابوقره نقل كرده، گويد: شبي با زيد بن علي به صحرا رفتيم، وي دست‌ها را آويخته بود و هيچ چيزي در دست او نبود، به من گفت: اي اباقرّه گرسنه هستي؟ گفتم: آري، زيد يك دانه گلابي به من داد كه دست را پر مي‌كرد و من نمي‌توانم بگويم، آيا بوي آن بهتر بود يا مزه‌اش، آنگاه به من گفت: اي اباقرّه هيچ مي‌داني ما اكنون در كجا هستيم، ما در باغي از باغ‌هاي بهشت هستيم، ما در كنار قبر اميرمؤمنان، علي(ع) هستيم.

و به دنبال اين سخن فرمود: اي اباقرّه، سوگند بدان‌كه به زير رگ گردن زيد بن علي دانا است، از روزي كه زيد بن علي دست راستش را از دست چپش تشخيص داد، كار حرامي مرتكب نگشته و پردة حرمتي را از خداي ندريده، اي اباقرّه هر كه خداي را فرمانبرداري كند، مخلوقات خدا از او فرمان برند.

علي بن محمد به سندش از ابوداوود علوي نقل كرده كه وي گفت: در نزد عاصم بن عبيدالله عمري سخن از زيد بن علي به ميان آمد، عاصم گفت: من از او بزرگ‌ترم و در وقتي كه جوان بود، من او را در مدينه ديدم، وقتي نام خدا نزد او برده شد، او غش كرد، به طوري كه گفتند: ديگر به اين دنيا باز نخواهد گشت.

احمد بن سعيد به سند خود از هارون بن موسي نقل كرده، گويد: از محمد بن ايوب شنيدم كه مي‌گفت: مرجئه و اهل عبادت كسي را (در عبادت) برابر با زيد بن علي نمي‌دانستند.
 
علي بن عباس به سندش از سعيد بن خيثم نقل كرده، گويد: ميان زيد بن علي و عبدالله بن حسن معروف به «عبدالله محض» بر سر (توليت) موقوفات علي(ع) اختلافي رخ داد و آنها محاكمه را به نزد يكي از قضات بردند و چون از نزد او برخاستند، عبدالله را ديدم كه به شتاب خود را به مركب زيد رسانيد و ركاب او را گرفت (كه زيد سوار شود).
 
و نيز وي از عباد يعقوب از محمد بن فرات نقل كرده، گويد: زيد بن علي را ديدم كه سجده در سيمايش اثر گذارده بود.

محمد بن علي بن مهدي به سندش از عبدالله بن مسلم بابكي نقل كرده، گويد: به همراه زيد بن علي به مكه رفتيم و چون نيمة شب شد و ستارة ثريا (پروين) بالا آمد، به من گفت: اي بابكي اين ستاره را مي‌بيني، آيا دست كسي بدان مي‌رسد؟ گفتم: نه، فرمود: به خدا دوست داشتم كه دست بدان ستاره گرفته بودم و از آنجا به زمين يا به جاي ديگري مي‌افتادم و قطعه قطعه مي‌شدم، امّا خداوند ميان امّت محمّد(ص) را اصلاح مي‌فرمود و كارشان را سامان مي‌بخشيد.

احمد بن سعيد به سندش از ابوالجارود نقل كرده، گويد: به مدينه رفتم و از هر كه احوال زيد بن علي را پرسيدم، گفتند: او حليف قرآن است. (يعني هيچگاه از قرآن و تلاوت آن جدا نمي‌شود).
 
احمد بن سعيد از يحيي بن الحسن بازگو كرده، گويد: از حسن بن يحيي پرسيدم: روزي كه زيد كشته شد، چند سال از عمرش گذشته بود؟ پاسخ داد: چهل و دو سال.

علي بن عباس به سندش از جابر از امام باقر(ع) روايت كند كه رسول خدا(ص) به حسين(ع) فرمود: از صلب تو مردي به  دنيا آيد كه نامش زيد است و در روز قيامت او و يارانش در حالي كه دست و صورتشان نوراني است به سر و گردن مردم پا نهند و بي‌حساب وارد بهشت گردند.

محمد بن الحسين به سندش از عبدالملك بن ابي سليمان بازگو كرده، گويد: رسول خدا(ص) فرمود: مردي از خاندان من كشته و به دار آويخته خواهد شد و هر كس عورت او را نگاه كند، بهشت را نخواهد ديد.

احمد بن سعيد به سندش از ابوداوود، از حضرت علي بن الحسين از پدرش از علي(ع) روايت كرده كه فرمود: در پشت شهر كوفه مردي قيام كند كه نامش زيد است و او داراي ابهت و شوكتي است كه پيشينيان بدان نرسيده و آيندگان بدان نرسند مگر آن كس كه به مانند او رفتار كند و در روز قيامت او و يارانش كه طومارهايي يا چيزهايي شبيه به طومار با آنها است، همچنان پيش روند تا از روي سر و گردن مردم بگذرند و فرشتگان آنها را ديدار كنند و گويند: اينهايند بازماندگان وفادار و خوانندگان به سوي حق. و رسول خدا(ص) به استقبال آنان آيد و گويد: اي فرزندان من به راستي كه انجام داديد آنچه را مأمور بدان بوديد، اينك بي‌حساب داخل بهشت شويد.

علي بن عباس به سندش از ريطه از پدرش عبدالله بن محمد حنفيه روايت كرده كه گفت: زيد بن علي هنگامي بر محمد بن حنفيه گذشت و محمد دلش به حال او سوخت و او را نشانيد و بدو گفت: پناه مي‌دهم و مي‌سپارم تو را به خدا اي برادرزاده از اينكه تو همان زيدي باشي كه در عراق به دار آويخته شود و كسي بدو و به عورتش نگاه نكند جز آنكه در درك اسفل دوزخ قرار گيرد.

محمد بن علي بن مهدي به سندش از خالد، وابستة زبيريان روايت كرده كه گفت: ما در نزد علي بن الحسين(ع) بوديم كه او فرزندش زيد را طلبيد، زيد با صورت به زمين خورد و خون از صورتش جاري گشت علي بن الحسين(ع) خون از روي او پاك مي‌كرد و مي‌فرمود: من تو را به خدا پناه مي‌دهم كه تو همان زيدي باشي كه در كناسة كوفه به دار آويخته شود، كه هر كه از روي عمد به عورتش نگاه كند، خدا رويش را با آتش دوزخ بسوزاند.

احمد بن سعيد به سندش از يونس بن جناب بازگو كرده، گويد: در خدمت امام باقر(ع) به مكتب رفتيم، پس آن حضرت زيد را پيش خواند و او را در آغوش كشيد و سينه‌اش را به سينة خود نهاد و فرمود: پناه مي‌دهم تو را به خدا كه تو همان به دار آويخته در كناسة كوفه باشي.

علي بن عباس به سندش از محمد بن فرات نقل كرده، گويد: زيد بن علي را در روز سبخه1 ديدم كه ابري زرد رنگ بر سرش سايه افكنده بود و به هر سو كه زيد مي‌رفت آن ابر نيز بالاي سرش حركت مي‌كرد.

حسن بن علي به سندش از ابوخالد نقل كرده، گويد: نقش نگين انگشتري زيد بن علي اين جمله بود: «اصبر تؤجر وتوق تنج؛ صبر كن تا پاداش بري و بپرهيز تا نجات يابي».

ماهنامه موعود شماره 107

پي‌نوشت‌ها:

٭ برگرفته از: ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ترجمه: سيّد هاشم رسولي محلاتي، ص133ـ 129.
1. سبخه به معناي زمين شوره‌زار است و نام زميني بوده در كوفه كه زيد در آنجا با لشكر شام جنگ كرد. لذا مراد از يوم سبخه روز جنگي است كه در آن سرزمين واقع شد. مترجم

yamani.ir سی ام دی 1388 تماس با ما  
 سر خط مهمترین خبرها
مشاهده سريع
 
سرخط آخریناخبار
  >
 


 

امکانات سایت
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:


نويسندگان :

 yamani.ir admin

 
لينكهاي سایت

صعده آنلاین زبان اصلی

صعده آنلاین (ترجمه فارسی گوگل)

معرفی فراماسونری

انتظار موعود

سایت بازسازی بقیع

پرچمهای سیاه خراسان

نسل کشی انسانهای بی گناه و شیعیان یمن

کانون (وبلاگ نویسان) فتح

پیشگویی حوادث اخرالزمان

وبلاگ صداي شيعه

اخبار يمن در سايت صداي شيعه

 

لوگوي دوستان

jood Support ورود به صفحه اختصاصی اخبار موسسه ثقلین در خبرگزاری قرآنی ایران ایکنا
 

 

 
 
 

All Right Reserved By yamani.ir

Design & Copyright & Supporting Tools By
Waiting University